تبلیغات اینترنتیclose
در ايراني که نفت اش بيکران بود( جمال جمالی )
پیچک ( جمال جمالی )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 مرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

ايران


در ايراني که نفت اش بيکران بود
يکي سرگشته و بي خانمان بود

يکي افتان و خيزان زير بار و
يکي آواره ي يک لقمه نان بود

يکي هم بهر کسب روزي خود
به مِي آلوده ي پير و جوان بود

يکي هم بهر شام کودک دل
پي زباله هاي اين و آن بود

يکي هم بهر نان از دست دونان
سحر تا نيمه شب چون سگ دوان بود

يکي وامانده ِ در کوي خرابات
اسير و عنتر ِ آوازه خوان بود

يکي از بهر وام ازدواج اش
از اين دفتر به آن دفتر روان بود

کجاي اين بود عدل و عدالت
خدايا فضل تو بر ما گران بود

 

جمال جمالي

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار جمال جمالی-9 , | بازديد : 260